ملا عبد الفتاح فومنى گيلانى
271
تاريخ گيلان ( فارسى )
به بقعهء رفيعهء غزنوى رسيدند ، ارباب و اعيان و مشايخ لاهجان ، از ترس جان ، به استقبال مبادرت نمودند . و عادلشاه با هجوم عام و ازدحام تمام ، داخل دار الامارهء لاهجان شدند . و چون ملا على كامى از مردم معتبر لاهجان بود و پسر ملا عبد الواسع منشى و برادر ملا على كامى - حكيم - صاحب اين رباعى ، بيت : موسىام و راضى به تجلى نشوم * مجنونم و خوش به وصل ليلى نشوم آزرده چنانم كه اگر هردو جهان * گردد به مراد من تسلى نشوم و آباى او همه فاضل و دانشمند و حكيم بودهاند و پيش حكام و سلاطين معزز و محترم اوقات مىگذرانيدهاند ، بهزاد بيك در مقام تربيت و رعايت او ، در زمان وزارت خويش درآمده بعد از خرابى دولت بهزاد بيك ، مير مراد كلانتر ، مشار اليه را نايب مناب خود كرده ، مهمات بيهپس را به او حواله كرده بود . و ملا على كامى نيز از روى وقوف و كاردانى ، مهمات مرجوعه را به فيصل مىرسانيد و بنابر اهليت و نجابت ، تأليف قلوب خاص و عام مىنمود . و در مبدأ فتور كه ميرزا عبد اللّه قزوينى وزير و مير مراد روانهء قزوين مىشدند ، ملا على مذكور را طلبيده ، مبالغه نمودند كه شما نيز همراه بيائيد . از سادهلوحى و نادانى كه هنگام نزول قضا ، بنىآدم را از آن گريز نيست ، قبول قول ايشان ننموده ، جواب مىدهد كه من به ليل مىروم كه در آنجا آشنا و حامى دارم . ليل دهى است در طالشستان لاهجان محكم و مضبوط و راهها ناهموار و شوارع صعب المسالك و طرق دشوار دارد و در زمان حكام لاهجان ، زندان جاى ايشان بود و هركس را غضب مىكردند و يا در قتل تأملى داشتند ، بدان صوب مىفرستادند و ساكنان آنجا همه بىرحم و سفاك بودهاند .